حاج ملا هادي السبزواري

81

شرح مثنوى

حُلم : به ضم حاء مهمله خواب . ( ( 1735 ) ) روز در خوابى مگو كين خواب نيست * سايه فرع است اصل جز مهتاب نيست ن 469 5 - ك 165 11 روز در خوابى : اشارتست به كريمه « وَمِنْ آياتِه مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَاَلنَّهارِ » 30 : 23 ( 1 ) يعنى از آيات خداست خواب ظاهرى و خواب غفلت شما در شب و در روز با نصب علامات باهرات حق . سايه فرع است : يعنى تن كه بيدارى صورى دارد حقيقت ذات تو نيست و اصل در تو روح است كه چون ماه مكتسب نور است از شمس حقيقت و روحت در خواب غفلت است . ( ( 1736 ) ) خواب بيداريت آن دان اى عضد * كه ببيند خفته كو در خواب شد ن 469 6 - ك 165 11 خواب بيداريت : به اضافه يعنى خواب در عين بيدارى صورىات غفلت تست كه خواب صورى منام فى منام است يعنى خواب در خوابست پس آن خفته صورى گمان برده كه اين دم خفته است و حال آن كه دوم است يعنى خواب در خوابست . ( ( 1738 ) ) كوزه گر گر كوزه اى را بشكند * چون بخواهد باز خود قايم كند ن 469 8 - ك 165 12 كوزه گر : برگشت به اول و مناسب آن است كه او نمىدانست كايشان رسته‌اند . ( ( 1739 ) ) كور را هر گام باشد ترس چاه * با هزاران ترس مىآيد به راه ن 469 9 - ك 165 13 كور را هر گام : يعنى ترس از تفريق بدن از كورى است و سحره كه ايمان آورده بودند بينا بودند . ( ( 1740 ) ) مرد بينا ديد عرض راه را * پس بداند او مغاك و چاه را ن 469 10 - ك 165 13 مغاك : ف گودال . ( ( 1743 ) ) خرقه اى ما را به در دوزنده هست * ور نه خود ما را برهنه تر بهست ن 469 13 - ك 165 15 خرقه اى ما را : تن ما را . بهست : يعنى تجرد و هر چند از تن برزخى و اخروى باشد . ( ( 1744 ) ) بىلباس اين خوب را اندر كنار * خوش در آريم اى عدوّ نابكار ن 469 14 - ك 165 15

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء روم آيهء 23 . .